3 سوالی که تنها نابغه ها و افراد روان پریش به درستی پاسخ می دهند!

[ad_1]




این که یک فرد چگونه به سوالات بسیار ساده و سرراست جواب دهد می تواند اطلاعات مهم و زیادی در مورد شخصیت او و آن چه که در مغز و ذهن او می گذرد به ما بدهد. در سراسر دنیا سوالاتی توسط روانشناسان مورد استفاده قرار می گیرد که دریابند آیا افراد نابغه هستند یا به درمان های روانشناسی پیشرفته نیاز دارند و یا هر دو. در ادامه ی این مطلب ۳ سوال طرح شده است که جوابی که به آن ها می دهید نشان می دهد که شما نابغه هستید یا یک انسان روان پریش که نیاز به معالجه فوری دارید.

۱- کتری و کشتی بخار چه اشتراکی با هم دارند؟

۲-ماشین مسابقه و گردباد چه اشتراکی با هم دارند؟

برگ استادیو

۳- کفش و مداد چه اشتراکی با هم دارند؟

.

.

.

.

.

.

جواب ۱: هر دو بخار می کنند.

جواب ۲: هر دو می چرخند.

جواب ۳: هر دو از خود ردی به جا می گذارند.

حالا سوال مهم این است که با توجه به جواب هایی که به این سوال ها داده اید شما چه نوع شخصیتی دارید؟

اگر در جواب این سوالات به جایی نرسیده اید بهتر است نگران نباشید چرا که مغز شما در شرایط بسیار سالمی قرار دارد. اما اگر جواب این سوالات برای شما بسیار ساده باشد پس ممکن است نشانه هایی از بیماری های روانی در شما دیده می شود و بهتر است برای روشن شدن موضوع و اطمینان از سالم بودن به یک روانشناس مراجعه کنید.

در این سوالات از روش موسوم به «روش تقابل» استفاده شده است که برای مشخص کردن میزان هوشیاری فرد به کار می رود. اگر از یک فرد با ذهن سالم و معمولی پرسیده شود که “یک کلاغ و میز چه اشتراکی با هم دارند؟” بدون شک جواب او این خواهد بود:” هیچ”. تا حدودی جواب آن ها درست است. به طور کلی این دو چیز آن چنان متفاوت هستند که نمی توان اشتراک یا ارتباطی بین آن ها پیدا کرد. از طرف دیگر کسانی که روان پریش هستند خیلی سریع به دنبال اشتراکات بسیار ریز و ارتباطات عمیق بین این دو می گردند. بدون فکر زیادی آن ها ممکن است بگویند که افراد از میز و پر کلاغ برای نوشتن استفاده می کنند.

اما چگونه می توان فرق بین یک انسان روان پریش و یک نابغه ی واقعی را متوجه شد؟ تفاوت در این است که انسان روان پریش خیلی سریع به این سوالات پاسخ خواهد داد اما نابغه باید روی سوال تمرکز کرده و پس از مدتی جواب را پیدا خواهد کرد.بدین ترتیب که ابتدا چیزهای ساده و واضح و گاهی بی معنی که به ذهنش خطور می کند را دور ریخته و در نهایت به یک جواب منطقی، درست و عمیق می رسد که بسیار منحصر به فرد خواهد بود.

منبع: rooziato

 

برگ استادیو





[ad_2]

لینک منبع

تیپ شخصیتی شما چیست؟

[ad_1]

آپلود عکس

تیپ شخصیتی شامل A، B، C و Dوجود دارد که در آن خصوصیات و ویژگی‌های افراد گروه‌بندی شده است. البته از همان ابتدا باید بگوییم که هر فرد الزاما همه خصوصیات گروه A، B و… را ندارد و ممکن است چند ویژگی از یک گروه غالب‎تر و چند ویژگی از گروه‌های دیگر را داشته باشد. دراین مطلب با انواع تیپ‌های شخصیتی آشنا خواهیم کرد.

آگاهی از نوع تیپ شخصیت به چه درد ما می‌خورد؟ 

آگاهی افراد از اینکه بدانند چه نوع تیپ شخصیتی دارند کمک می‌کند که نقاط قوت و ضعف خود را بشناسند و مسوولیت رفتارهایی که انجام می‌دهند، بپذیرند. مثلا اگر دوستی از دست شما دلگیر می‌شود کمی به خودتان توجه کنید، شاید ویژگی بدی دارید که باعث می‌شود فرد یا افراد از شما برنجند. آگاهی از نوع تیپ شخصیتی به افراد کمک می‌کند در ازدواج و انتخاب شغل و تصمیمات مهم زندگی هم بهتر عمل کنند.

تیپ شخصیتی شما چیست؟ 

با شناخت شخصیت می‌توان در آن تغییراتی ایجاد کرد 

گاهی این سوال پیش می‌آید که وقتی شخصیت خود را می‌شناسیم می‌توانیم تغییرات کمی در آن ایجاد کنیم؟ پاسخ این است که برای هر نوع تغییری انعطاف‌پذیری لازم است. بعضی از افراد ممکن است خصوصیات خود را بشناسند ولی انعطاف لازم را نداشته باشند. یکی از ویژگی‌های مهم در زندگی انعطاف و سازگاری است. البته بخشی از انعطاف‌پذیری ذاتی است. حتما متوجه شده‌اید که بعضی از کودکان از همان زمان تولد انعطاف بیشتری دارند، ولی بخش دیگر ناشی از یادگیری است و این ویژگی در طول زندگی تربیتی هر فرد شکل می‌گیرد و والدین در شکل‌گیری آنی نقش مهمی دارند.

آگاهی از تیپ شخصیت در ازدواج کمک‌کننده است 

وقتی دو تیپ شخصیتی برای مشاوره ازدواج مراجعه می‌کنند، معمولا مشاور تلاش می‌کند افرادی را به ازدواج تشویق کند که ویژگی‌های مشابه زیادی دارند. تفاوت‌های زیاد شخصیتی، عمدتا مشکل‌ساز هستند. گاهی یکی از طرفین ازدواج فکر می‌کند می‌تواند صفت شخصیتی غیرقابل‌قبول از نظر خودش را در همسر آینده‎اش از بین ببرد. اینکه تصور کنیم که همسرمان در طول زمان تغییر خواهد کرد، کاملا اشتباه است. این نکته همیشه باید مدنظر قرار گیرد که شخصیت افراد در طول زمان تغییر چندانی نخواهد کرد.

البته شخصیت انعطاف‌پذیر است ولی نمی‌توان تغییرات اساسی در آن ایجاد کرد. فرض کنید فردی درون‌گرا می‌خواهد با فردی برون‌گرا ازدواج کند. این دو نفر ویژگی‌های متضاد زیادی دارند که ممکن است باعث آزار دیگری شود ولی از طرفی، ویژگی‌ای مانند تندمزاجی بهتر است در طرف مقابل فرد نباشد چون اگر قرار باشد هر دو طرف ازدواج تندمزاج باشند، در مواقع بحرانی هیچ یک کوتاه نخواهند آمد. البته در مقابل یک فرد تندمزاج نباید یک فرد آرام قرار گیرد چون یکی با عجله عمل می‌کند و دیگری بسیار کند و با آرامش که این نیز مشکل‌ساز خواهد بود.

 

کدام تیپ شخصیتی بهتر است؟ 

از نظر روان‌شناسی نمی‌توان گفت کدام تیپ شخصیتی بهتر است و این سوال مانند این است که بگوییم شب بهتر است یا روز؟ طبیعتا در روز کارایی خاصی داریم و در شب‌ها باید استراحت کنیم تا انرژی برای شروع روز بعدی داشته باشیم. لازم است کمی با تامل به این مقوله نگاه کنیم. نمی‌توان طیف شخصیتی خاصی را برتر دانست. گاهی لازم است فرد سرعت عمل با دقت را با هم داشته باشد ولی خوب است که افراد مجموع صفات مثبت و کارآمد را بیشتر داشته باشند.

مجموع صفاتی که باعث می‌شود فرد سازگاری بیشتری با محیط کار، زندگی خانوادگی، افراد پیرامون و… داشته باشد برای زندگی لازم است و باعث کسب موفقیت بیشتر در زندگی می‌شود. البته یک صفت ممکن است در بعضی مواقع مفید عمل کند و برعکس در بعضی مواقع مضر باشد.

مثلا جزء‌نگری باعث می‌شود دقت زیادی روی کار داشته باشیم ولی جزءنگری و تمرکز روی سخنان تک به تک افراد و تفسیر آنها می‌تواند دردسرساز باشد. گاهی لازم است فرمانبردار باشیم ولی گاهی باید مسلط بر کار و محیط خود باشیم. اگر برخی ویژگی‌ها برای زندگی روزمره و ارتباطات فردی و بین‌فردی مزاحمت ایجاد کند، مانع رشد خواهد شد. چنین ویژگی‌هایی منفی محسوب می‌شوند و باید درصدد اصلاح آنها برآمد.

کدام شغل برای کدام تیپ شخصیتی مناسب‌تر است؟ 

تیپ شخصیتی A: این افراد شتاب زیادی در عملکرد و صحبت کردن دارند. کمتر گوش می‌دهند و مستبد، جاه‌طلب و پرخاشگرند. صبر و حوصله کمی دارند و به همان اندازه آستانه تحمل پایینی دارند. به علت استرس بالا مستعد بیماری‌های قلبی-عروقی و فشار خون هستند، همیشه پرکارند و برای انجام کارها شتاب دارند و سعی می‌کنند در مدت زمان کم همه کارها را با هم انجام دهند. آنها حتی در تعطیلات هم باید کاری انجام دهند. به‌طور کلی، تفکرشان بر این مبناست که استراحت باید کم و کار باید زیاد باشد.

اگر چنین افرادی برای انتخاب همسر، فردی با تیپ شخصیتی خودشان انتخاب کنند، ازدواج ناموفقی خواهند داشت چون این دو قطب شبیه هم هستند؛ یعنی هر دو بی‌طاقت و پرخاشگرند و در مقابل مشکلات زندگی واکنش‌های مشابه نشان می‌دهند. پس مشکل‌آفرین خواهند بود. البته باید این نکته را اضافه کنیم که افراد با این تیپ مدیران موفقی می‌شوند و با خصوصیاتی که دارند در کارهای مدیریتی می‌درخشند ولی در مشاغلی که نیاز به حوصله و آرامش دارد مانند معلمی، پرستاری، مشاوره و… کارآمد نیستند.

تیپ شخصیتیB : چنین تیپ‌هایی انسان‌های آرام، شاد، بی‌خیال، صبور، انعطاف‌پذیر، سازگار، خونسرد و کمتر رقابتی هستند و مهم‌ترین اشکال این افراد دقیقه نود بودن است؛ یعنی عمدتا کارها را به دقایق آخر می‌سپارند. مشاغل حساسی مانند آتشنشانی، کار در اورژانس و… که نیاز به زمان‌سنجی و دقت کافی دارند اصلا مناسب این افراد نیستند.

تیپ شخصیتیC: این افراد درون‌گرا هستند، به جزییات توجه می‌کنند و حساس، دقیق و سختگیر هستند. چنین افرادی بیشتر تمایل دارند کارها را به‌طور شخصی انجام دهند و علاقه ندارند در کارهای گروهی شرکت کنند. کار با رایانه، حسابداری و به‌طور کلی اعمالی که نیاز به ارتباط‌های اجتماعی ندارند برای این تیپ‌های شخصیتی مناسب هستند.

تیپ شخصیتیD: این افراد معمولا مطیع و فرمانبر هستند و اغلب به امور اجرایی می‌پردازند. هدفشان هم این است که با اجرای درست امور تایید دیگران را به دست آورند اما در صورتی که مورد تایید واقع نشوند، ناراحت می‌شوند. آنها به‌دلیل اعتماد به‌نفس پایینی که دارند، از تایید نشدن می‌ترسند.


گردآوری : بخش روانشناسی پویه

منبع : بیتوته | beytoote.com


 

آپلود عکس

[ad_2]

لینک منبع

خودهینوتیزمی به صورت گام به گام همراه با آموزش هیپنوتیزم دیگران

[ad_1]

آموزش هیپنوتیزم به صورت مرحله مرحله از رهاسازی ذهن شروع شده، سپس به آرامسازی بدن می‌رسد و سپس فرد وارد خلسه شده و آماده تلقین‌پذیری می‌گردد.

هیپنوتیزم از دور شاید خیلی اسرارآمیز به نظر بیاید اما در واقع امروزه هیپنوتیزم مدرن برای درمان مشکلات رفتاری مانند عدم اعتماد به نفس، اضطراب، عادت‌های ناپسند، ترس و انواع فوبی به کار می‌رود. همچنین از هیپنوتیزم برای تقویت حافظه، کاهش وزن و ترک سیگار نیز استفاده می‌کنند.
در ادامه با هیپنوتیزم قدری آشنا شده و سپس مراحل آموزش هیپنوتیزم به روشی ساده را شرح می‌دهیم.

هیپنوتیزم چیست؟

هیپنوتیزم یا خوابگری شاخه‌ای از علم روانشناسی است که در آن به وسیله تلقین، شخص در حالت خاصی از هوشیاری قرار می‌گیرد. حالتی طبیعی از ذهن که طی آن، ذهن روی موضوع خاصی متمرکز می‌گردد، آگاهی محیطی کاهش می‌یابد، تغییرات مفیدی در امواج مغزی ایجاد می‌شود و تلقین پذیری در مورد موضوعات مورد توافق فرد افزایش می‌یابد.

هیپنوتیزم، یک حالت طبیعی ست که تقریبا همه، آن را تجربه نموده‌اند. وقتی غرق مطالعه یک کتاب، گوش کردن به موسیقی دلخواه، تماشای یک فیلم یا هر فعالیت مورد علاقه دیگری می‌شوید و ارتباط تان با محیط اطراف کاهش می‌یابد، در حالت هیپنوتیزم طبیعی قرار گرفته‌اید. در چنین حالتی ممکن است کسی شما را صدا بزند اما حتی متوجه او نشوید و صدایش را نشنوید. کسانی که توانایی هیپنوتیزم پذیری مناسبی دارند، هر وقت به شدت روی موضوعی متمرکز می‌شوند (آن چنان که جذب موضوع گردند)، به طور خودکار به حالت هیپنوتیزم طبیعی فرو می‌روند.

علت اصلی اثربخشی هیپنوتیزم، آن است که وقتی شخص در حالت هیپنوتیزم قرار می‌گیرد، ذهنش آمادگی بیشتری برای پذیرش پیشنهادات و تلقینات درمان‌گر دارد. در حالت هیپنوتیزم، تلقینات مثبت و درمانی به لایه‌های عمیق
ذهن (جایی که یادگیری واقعی اتفاق می‌افتد) نفوذ می‌کنند.

  • پژوهش‌ها نشان داده که نمی‌توان سوژه تحت هیپنوتیزم را وادار به انجام رفتاری برخلاف ارزش‌های اخلاقی او نمود. بنابراین هیپنوتیزم نمی‌تواند ابزاری برای اعتراف گرفتن یا سواستفاده باشد.
خودهینوتیزمی به صورت گام به گام همراه با آموزش هیپنوتیزم دیگران
آموزش هیپنوتیزم و خودهیپنوتیزم

هیپنوتیزم به دو صورت خودهیپنوتیزم و دگرهیپنوتیزم قابل اجرا است. خودهیپنوتیزم یعنی آن که شما خودتان را هیپنوتیزم کنید، این کار فقط با تمرکز و تفکر خود فرد صورت می‌پذیرد. بعضی افراد چنان در نگرانی ها وتنش ها غرق
شده‌اند که به راحتی قادر به هیپنوتیزم نیستند. برای اینکه هیپنوتیزم شوید باید بتوانید خودرا آرام سازید، مغز خود را از افکار رها کنید و به هیچ چیز فکر نکنید، درست مانند کاری که در مراقبه انجام می‌دهید.

آموزش هیپنوتیزم به صورت گام به گام

مراحل زیر آموزش هیپنوتیزم و خودهیپنوتیزم به طور ساده است ونیاز به تمرین زیادی ندارد. توصیه می‌کنیم که این کار را اول روی خود و بعد روی دیگران انجام دهید.

  1. به‌صورت راست و ۹۰ درجه روی یک صندلی راحتی بنشینید، چشمان خود را ببندید و دستانتان را در طرفین یا روی پاهایتان قرار دهید، تکان نخورید و فقط یک دقیقه آرام آنجا بنشینید.
  2. ذهنتان را از همه نا آرامی‌ها و مشغله‌ها پاک کنند (کافیست که یک گنجه فلزی بزرگ را در ذهن خود تجسم کنید، بعد آن را باز کنید و تمام افکارتان را، تک، تک در آن قرار دهید؛ اقساط، ناکامی‌ها، دغدغه‌ها، کارها و هر چیزی که ممکن است فکرتان را به خود مشغول کند. سپس در گنجه را ببندید، آن را قفل کنید و آن را از ذهنتان بیرون نمایید.
  3. حالا برای مدتی آرام و بدون فکر بنشینید. قبل از اینکه به مرحله بعد بروید، به خود تلقین کنید که، به هر قسمت از بدنتان توجه خواهید کرد و آرام و راحت‌تر می‌شود. باید این را حتما به خود تلقین کنید.
  4. آرامسازی را از سرتان شروع کنید. تجسم کنید که تک، تک اجزای سرتان آرام می‌شوند. ابتدا چشم‌ها، سپس گوش‌ها، دهان وبقیه اجزا. خوب روی هر جز وقت بگذارید تا مطمئن شوید آن قسمت کاملا آرام شده است.
  5. حال گردنتان را رها و آرام سازید و مشابه همان کارها را با گردنتان انجام دهید.
  6. سپس به سینه وشکم خود بپردازید وبا قلب خود شروع کنید، نفس عمیق بکشید و آن را آرام کنید. سپس سینه و شکم خود را آرام، راحت وسبک نمایید.
  7. حال دستانتان را آرام نمایید وشل شدن آنها را احساس کنید. تک اعضای دستتان، حتی انگشتانتان را آرام کنید.
  8. حال تمام اعضای کشاله ران را آرام وسبک نمایید.
  9. اکنون این کار را با بقیه اجزای پای خود انجام دهید؛ از ران‌ها گرفته تا تک، تک انگشتان پا.
خودهینوتیزمی به صورت گام به گام همراه با آموزش هیپنوتیزم دیگران

حالا شما باید کاملا آرام، شل، منبسط و رها باشید. قسمت اصلی آموزش هیپنوتیزم از مرحله‌ای است که وارد خلسه می‌شوید و خواهید دید که این تکنیک واقعا جواب می‌دهد.

  1. به خود تلقین کنید که، دست راستتان سبک و سبک‌تر می‌شود. به تلقین کردن ادامه دهید و سبک شدن آن را احساس کنید. به خود تلقین کنید که دستتان آنقدردارد سبک می‌شود که شروع به بلند شدن از روی پاههایتان می‌کند.
    در حالی که این احساس را به خود تلقین می‌کنید، بلند شدن آن را حس کنید. دستتان هرلحظه سبک وسبک‌تر می‌شود تا آنجا که کاملا بالا می‌آید و در هوا قرار می‌گیرد.
  2. وقتی که مرحله قبل کامل شد و دستتان در هوا معلق شد، می‌توانید به خود تلقین کنید که دوباره دستتان سنگین می‌شود، پایین‌ترمی‌آید و روی پاهایتان قرار می‌گیرد. سپس به خود تلقین کنید که با فکری راحت، پر انرژی، وشاداب بیدار خواهید شد.
  3. در این مرحله از آموزش هیپنوتیزم چشمان خودرا باز کنید وآنچه را که انجام داده‌اید مرور کنید. تجربه خود را در یک دفتر یادداشت کنید. اگر موفق نشدید یک بار دیگر تلاش کنید و آنقدر به تلاش خود ادامه دهید تا راضی شوید. اگراین روش هیچ وقت روی شما کار نکرد ممکن است شما جزو کسانی باشید که هیپنوتیزم نمی‌شوند.
  4. این روش را می‌توانید روی دیگران نیز اجرا کنید. این کار را روی بهترین دوستتان انجام دهید. در اینجا شما باید به آنها تلقین کنید که اجزای بدنشان آرام می‌گردد. سپس قسمت جالب بالا رفتن دست را به وی القا کنید.
    به خاطر داشته باشید که وقتی قسمت‌های بدن آنها را آرام می‌کنید به او تلقین کنید که آرامتر و خواب آلودتر می‌شود. اگرتوانستید آنها را هیپنوتیزم کنید می‌توانید آنها را به کارهای سخت‌تری نیز وادارید. به خاطر داشته باشید که آنها را هرگز به کارهایی که به خودشان یا دیگران ضربه می‌زند وادار نکنید.

چند توصیه و راهنمایی

  • برای خودهیپنوتیزم کامل حدود یک ساعت وقت لازم است. اگر وقت کافی برای انجام این کار ندارید، می‌توانید تمرینات را قسمت بندی کنید (این کار در هر صورت پیشنهاد می‌شود). مثلا مراحل آرام کردن ذهن را سه روز و به
    مدت روزی ۵ دقیقه تمرین کنید. پس از سه جلسه تمرین مدت زمان “آرام کردن ذهن” را به ۲ دقیقه کاهش داده و مرحله بعدی، یعنی آرام کردن بدن را به آن اضافه نموده و به مدت ۵ دقیقه تمرین کنید و به همین شکل بقیه مراحل آموزش هیپنوتیزم را قسمت بندی وتمرین کنید. هر چه جلوتر می‌روید مدت زمان مراحل قبلی را کاهش دهید.
  • پس از به اتمام رساندن برنامه تمرین بالا می‌توانید با شمارش مثلا ۷ تا ۱ وارد خود هیپنوتیزم شوید. برای این کار کافیست که به جای مرحله بالا بردن دست به خود تلقین کنید که: «با شمارش هفت شماره معکوس آرامش من بیشتر و بیشتر خواهد شد و بعد از گفتن هر شماره عمیق‌تر شدن خواب وافزوده شدن آرامش خود را به وضوح حس خواهم کرد. در هر بار تنفس بین شماره‌ها، خلسه‌ام بهتر و عمیق‌تر خواهد شد».
  • برای بیدار شدن از خواب مصنوعی نیز می‌توانید از ۱ تا ۷ شمرده و از تلقینات معکوس (بر تصویر تلقینات بالا) استفاده نمایید.
  • شما می‌توانید از این آموزش هیپنوتیزم برای به خاطر سپردن چیزهای مختلف یا برنامه ریزی برای کم کردن وزن یا بهتردرس خواندن و… کمک بگیرید.

مسلما رفتن به حالت ریلکسیشن و اعمال مشابه برای عوض کردن اجتماع یا آدم‌های اطرافتان نیست بلکه روشی است تا شما را با روحتان آشتی دهد و قدرت‌های نامتناهی که خداوند متعال در اختیارتان قرار داده را به کنترل شما درآورد تا به‌وسیله آنها بتوانید در برابر محیط، موقعیت‌ها، فرصت‌ها و افراد پیرامونتان بهترین تصمیم و تصویر العمل را به کار بندید.

[ad_2]

لینک منبع